رهایی از غم و حال بد ممکنه؟چه راهکارهایی داره؟اصلا ممکنه؟

رهایی از غم و حال بد رو خیلی ها نظرات مختلفی دارن ازش، بنظرم زندگی بعضی از ماها گاهی طوفان داره که کلا از ریشه تکونمون میده، حالا یه وقتایی شاید بصورت افسردگی نتیجه بده، یه وقتایی غمی هست و دردی که انگاری قرار نیست از دلت بره، یه وقتایی مردم گریز شاید بشی و جامعه رو مقصر بدونی و یا اصلا حوصله شون رو نداشته باشی.

خلاصه اینکه اگر یه وقتی حالتون خیلی بد شد برای رهایی از غم تجربه من اینه که :

رهایی از غم

انجام برنامه‌های قبل از بحران

خود را به برنامه ملزم کنید

اگر تو زندگیتون برنامه ای داشتین و روال خاصی که انجامش میدادین، حتی اگه شده با بیست درصد راندمان قبل انجامش بدین ولی انجامش بدین و کنارش نزارین.
مثلا قبلا هر روز صبح ساعت ۶ پا میشدین قبل سرکار رفتنتون میرفتین نون می‌خریدین و توراه با هندزفری زبان گوش میدادین.
اگر حتی شده ۶:۳۰ بیدار بشین و خیلی بی حوصله برین نون بخرین و حتی یک کلمه از اون حرفهایی که توی هندزفری بابت یادگیری زبان داره میگه رو گوش نکردین ولی این کار رو ادامه بدین یعنی نه نون خریدن رو کنار بزارین و نه گوش دادن به زبان.

کمک خواستن برای رهایی از غم

هیچ مشکلی نداره وقتی توی حالات غم و ناراحتی و فشار شدید روحی و فکری افتادیم کمک بگیریم، اتفاقا اوج هوشمندی ما رو نشون میده، این به این معنی نیست که قراره اونهایی که کمک میکنن یا مشاوره میدن به جای ما برای مشکلات ما جنگ کنن، تو جنگیدن تقریبا تنها هستیم و کافی

درجمع و ارتباط با دیگران بودن

با دیگران در ارتباط باشید

مردم گریز نباشین و خودتون رو از اونهایی که دوستتون دارن دور نکنین و از عشق اونها استفاده کنین. درسته ادمها ترجیحاتشون فرق میکنه و عده زیادی تنهایی رو ترجیح میدن به توی جمع بودن، ولی حد نرمالی داره تنهایی و تنها بودن حتی برای اونهایی که شدیدا ترجیح درونگرایی دارن.
اونهایی که برونگرا و پرهیجان و خیلی اجتماعی هستن که قطعا بیشتر به بودن در اجتماع و بودن با دیگران نیاز دارن.
ناراحتی و غم عمیق گاهی فرصتی هست برای خلوت کردن و تفکر و دستی کشیدن ماشین پر سرعت زندگی، ولی نه اینکه در تنهایی و دور از مردم برای مثلا ۶ ماه بخوایم تفکر و تمرکز کنیم. هر روز یه تایم خاصی خلوت کردن خودش دنیا دنیا ارزش داره و کافیه.

ورزش کنید

ورزش کنید

یکی از مواردی که هم روال فکری و هم روال روحی شما رو برای رهایی از غم و اندوه خیلی بهبود میده ورزش کردن هست. اصلا دست کم نگیرین ورزش کردن رو . حتی اگر حالش رو ندارین که منطقا در موارد بحرانی نداریم باز هم ورزش کنید.معجزه میکنه. هرچی ورزش جمعی تر و مفرح تر تاثیر مثبت بیشتر

معنا

معنویت معنویت معنویت، نمیدونم به چی معتقدی ولی معنا داشتن تو زندگی معجزه میکنه. امروزه داریم میشنویم که صحبت از معنا درمانی میشه، حرفها و کتابهای بزرگانی مثل ویکتورفرانکل روی بورس اومده و معنا و معنویت اهمیت خودش رو داره به رخ میکشه. ما توی فرهنگ خودمون معنا و ارزش عمیق کم نداریم و بنظرم اخر همه معنویت ها به اصول یکسانی میرسن
شاید یکی از مهمترین عوامل کمک کننده همین باشه

پذیرش و رد شدن از میان غم

از غم نهراسید

نجنگ که وای چرا اینطور شدم و کی خوب میشم ، تو خوبی و عادی، یه آسمون متعادل هم ابری میشه هم آفتابی پس حال ما هم میتونه گاهی خوب نباشه و گاهی اصلا خوب نباشه.
از خرد دوره غم خودت خیلی رشد روحی خواهی داشت و بهت قول میدم قوی تر میشی. عجله نکن رد کنی مسیر رو یا اینکه یجوری چشمات رو ببندی و حس اش نکنی غم و درد رو، خیلی هامون اینجور مواقع یه اعتیاد و مخدر ذهنی پیدا میکنیم و سعی میکنیم واقعیت رو نبینیم. یکی مون همش توی اینترنت الکی میگرده، یکی هی بازی های کامپیوتری، یکی الکل، یکی مواد، یکی رابطه های متعدد و تنوع طلبی، یکی زیاد کتاب میخونه، میخوام بگم هیچکدومشون دردمون رو درمون نمیکنه. غم یکی از احساسات اصیل انسانی هست که میتونه انسان رو صیقل بده و زیباتر کنه

 

هرچی که بخاطر عوامل بیرونی یا درونی سرمون اومده و ما شاید کنترلی نداشتیم، حداقل روی کلمات خودمون اختیار داریم.
کلمات خودمون رو کنترل کنیم،اگر مثبت نیستیم و حس حرف‌های مثبت رو نداریم حداقل منفی‌بافی نکنیم.
هی تو سر خودمون یا عوامل بیرونی و اجتماعی غر نزنیم و کلمات ناامیدکننده بکار نبریم و سکوت کنیم.
اینطوری کم کم عادت میکنیم و حتی جملات مثبت بیشتری بکار می‌بریم. به مرور متوجه میشیم تو عمل خودمون هم کنترل بیشتری پیدا خواهیم کرد. با افراد باانگیزه گشتن خیلی خوبه.
این نکات رو که حواسمون باشه بعد یه مدت چریک میشیم از بعد روحیه و قوت بیشتری برای ادامه زندگی و مواجهه با مشکلات پیدا میکنیم.

دلتون شاد و لبتون خندون

🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

76 − = 70