زندگی همینه ، هرطوری بپری همینجا تو باشگاه میای پایین

یه وقتایی هست، سرصبحی که پا میشی روزگار یه ” زندگی همینه ” خاصی رو با یه لحن تلخ و صدای زشتی بهت اعلام میکنه.

چرا تلخه؟ چرا زشته؟

بنظرم چون همه چیز طبق انتظاراتت نمیشه، چون برای اینکه هرچی رو به دست بیاری کلی باید راه بری، حالا شاید بشه یا نشه.

چون خیلی وقت ها خیلی راه ها رو رفتی و نشده، چون خیلی وقت ها خیال های خامی که داشتی نقش برآب شده.

البته که خیلی اوقات هم اتفاقات خوبی افتاده ولی ادم یجورایی موارد نشده براش مهم تر و پررنگ تره و بیشتر تو خاطرش هست.

میدونی چی میخوام بگم؟ یجورایی زندگی همینه و زندگی همینجاست.

بزار یه خاطره بگم، یادمه دوران دبیرستان میرفتم کلاس هنرهای رزمی،

اون زمان میرفتم “سان شو”

یادمه یه روز استاد به بچه ها گفت امروز تمرین غلت زدن داریم. خب غلط تو حالت عادی و روی زمین کار سخت و عجیبی نیست.

غلت زدن

مراحل غلت زدن

اما بعد اینکه یه چندباری غلت زدیم، یه همکلاس  ۱۰-۱۲ ساله داشتیم گفت تو بیا وسط وایسا بقیه از روت غلت بزنن.

خب اینجا یعنی تو باید از روی یه چیز که حدود  یک متر و سی سانتی متر  تقریبا اندازشه غلت بزنی و برای بعضی از بچه ها سخت بود.

یکی از شاگردهایی که استاد دوستش داشت گفت من نمیتونم غلت بزنم، من میترسم.

استاد یه نگاه خاصی بهش کرد و گفت:

“هرطوری بپری همینجا تو باشگاه میای پایین، نگران نباش”

 

همه خندیدیم و اون بنده خدا هم با هزار ترس و لرز پرید

ولی اون حرف خیلی تو ذهنم موندگار شد. خیلی شبیه اینه بگی زندگی همینه و قرار نیست وقتی فلان کار رو کردی یا به فلان درک رسیدی یا به فلان موقعیت رسیدی خیلی وضعیت تغییر کنه و دنیا تغییر کنه.

این حرف ها رو نزدم بگم زندگی تغییرات نداره، یا اینکه خطرات نداره، یا اینکه اگر خوب بپری همیشه باز شرایط تغییری نمیکنه . میخوام بگم شرایط کلی به نسبت تغییری ندارن، بازم زندگی همینه و اکثر اتفاقات رو خودت رقم میزنی و نباید ترسید و باید پرید که هرچی بشه باز هم توی باشگاه زندگی میای پایین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *