مردانگی و درک آن توسط زنان جامعه امروز

شاید امروز یکی از بزرگترین مواردی که مردهای جامعه ما بابت مردانگی باهاش مواجه هستند عدم درک شدن از طرف زنان باشه.

متن زیر رو اول باهم بخونیم بعد به صحبت درباره این موضوع می‌پردازیم

مذکر به دنیا می آیی
اما شانه هایت باید مرد بودن را تاب بیاورد.
نگاهت به زندگی ساده است
با این حال باید یک‌ زن را کشف کنی.
قدرتمندی اما خارج از آغوش یک زن بیقراری.

مردانگی و درک زنان
مظلومی زیرا در همه دوران ها بی هیچ دادگاهی همه ظلمی که به زنان رفته به گردن توست!

خلقت وجودی ات پر از شهوت است اما همیشه به هوسرانی محکومی!
لحظه هایی هست که بغض داری٬ میل باریدن داری
اما پیش رویت تابلوی “مرد که گریه نمیکند“ را هم داری
باید پدری شوی بهتر از پدرت٬
پسری تربیت کنی بهتر از خودت٬
و قهرمانی باشی برای دخترت
و با این حال اعتماد کنی به مردی که میشود همراه دخترت…
یک عمر مرد بودن را تاب میاوری
و هر لحظه میشنوی که میگویند:
مردها به هر سنی که باشند یک پسربچه میمانند…
آری مرد بودن داستان ساده ای ست… و پیچیده نیز هم

پریسا زابلی پور

 

واقعیتش وقتی امروز این نوشته رو دیدم باورم نشد اولش که نویسنده اش یک زن باشه، چقدر خوب مردانگی رو درک کرده و انتظارات منطقی ازشون داره.

 

یجورایی این نوشته خوشحالم کرد، گاهی ادمیزاد بزرگترین نیازی که داره فقط اینه که درک بشه

جامعه به سمتی رفته که یکی از معیارهای مهم ارزشمندی و قدرت شده موارد مالی، از سمت دیگه خانم ها دارن همپای اقایون کار میکنن و بخاطر عدم محدودیتهایی مانند سربازی،زودتر وارد بازار کار میشن و بخاطر عدم سرپرست خانوار بودن بطور معمول میتونن با حقوق کمتری کار کنن و فرصت های شغلی اقایون رو کم میکنن هیچ، دیگه اقایون براشون اون ابهت و هیبت گذشته رو ندارن چون همسنگ اونها دیگه درامد دارن و همونطور که گفتم خیلی از مترها مالی شده و اقایون بطور معمول بالاتر از خانم ها نیستن و کم هستن خانم هایی که بپذیرن همراهشون ازونها پایین تر باشه از لحاظ کاری و مالی

از جهت دیگه بخشی ار فرهنگ ما به سمتی رفته که، به خانم ها احترام گذاشتن، رعایت کردن حقوق خانم ها، توجه به لطافت و ضعف اونها اخلاق و با فرهنگی و وظیفه محسوب میشه، ولی آیا به همون نسبت احترام و رعایت شان مرد توسط زن هم وظیفه و فرهنگ محسوب میشه؟ انگاری هرچی تو نسلهای قدیم به زنها سخت گرفتن باباها و اجدادمون ما مردهای امروزی باید تاوانش رو بدیم و ما گناهکاریم . هرچند باز هم اگر ریزتر ببینی ضعف و حساسیت خانمها رو میبینی که همش در حال فریاد زدن و حق خواهی هستن ولی با اینهمه هجمه به اقایون و عدم همدلی و همراهی و احترام کافی آیا توان و حالی برای مردان جامعه میمونه که شیر نر باشن و برای خانوادشون غرش کنن؟

وقتی مرد جامعه دیگه احساس قدرت، توانمندی و مدیریت داشتن نتونه داشته باشه، یجورایی ناامید میشه و از کارکرد ذاتی و طبیعی خودش دور میفته

مردی که از ته قلب برای زنها احترام و عشق میخواد ولی از طرفی نمیتونه تحقیر شدن و مدیر خانواده نبودن رو تحمل کنه باید چه کنه؟

مرد بودن و وحشی بودن که تو ذات مردانگی هست برای زنها زشت و ناپسند جلوه میکنه و وقتی هم مردی مثل زنها لطیف و احساسی بشه میگن اه اه چقد چندشه و مردونگیش کجا رفته؟ میخوام بگم گاهی زنهای جامعه ما ندونسته دارن بخشی از وجود مرد رو میزنن که اگر هم مردها اون خصیصه ها رو نداشته باشن باید کفش پاشنه بلند پاشون کنن

یادمه یه سخنرانی از دکترهلاکویی داشتم گوش میکردم که درمورد نوعی از خانم ها که اصطلاحا زنان مردآزار نام گذاری کرده بود صحبت میکرد. میگفت خانمه اومده با یه شوهری که مشخصه خانمه پوستش رو کنده بوده، میاد میگه این اقا توی مسایل جنسی شور و هیجان نداره، طرفم برگشته گفته تویی که تو زندگی روزمره منو مثل یه سگ پشمالوی کوچولو در نظر میگیری و شخصیتم برات در همون حد ابهت داره بعد دلت میخواد من توی رختخواب برات شیر نر بشم؟

کمی عمیق تر و انسانی تر نگاه کنیم، داریم تو دوره زمونه ای زندگی میکنیم زندگی کردن با ارزشهای غنی و اصیل و باورهای درست مردانگی خیلی سخت شده و شاید اون دستاورد و موقعیت اجتماعی رو که مدنظر خانمها باشه هر مرد اصیلی نتونه پیدا کنه، ولی دلیل نمیشه مرد نباشه

داریم تو دوره و زمونه ای زندگی میکنیم که بنظرم مرد بودن و ارزش مرد بودن باید بیشتر مورد توجه بگیره، هم از طرف خود جامعه مردها و هم از طرف جامعه زنها.

بنظرم مردانگی یک ارزش هست که اگر مراقبش نباشیم امکان داره توی این بحران هویت نسل جدید فراموش بشه و این خوب نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

37 + = 47