شروع زندگی به چه پیش نیازهایی احتیاج داره؟از کجا باید شروع کرد؟

یکی از بزرگترین اشتباهات ادم میدونین چیه؟ اینکه واسه شروع زندگی ، یه سری عوامل خارجی رو مایل استون* بگیره.

مثلا مواردی خارجی رو بعنوان نقطه شروع زندگی در نظر بگیره.

یعنی چی؟
مثلا بگه وقتی درسم تموم شه ورزش کردنمو شروع میکنم و اخر هفته هام میرم کوه.
وقتی کار گرفتم برنامه میریزم واسه تغذیه و مطالعه که هیچ،دست به خیر و کمک هم میزنم از نوع اسمی.
یا اینکه وقتی به فلانی برسم، کاملا تلاش هام رو افزایش میدم تو هر جایی که هستم. کارم،اخلاق،روابط عمومی، ورزش. اصن زندگی خوش خوشانه خوش خوشان میشه و منم اکتیو پرمننتلی.


پررنگ ترین مثالش نقشه هایی بود که دوران مدرسه برا تابستون میکشیدیم.
بیاد یه بخشی از نوشته اندرو متیوس افتادم که نقل ب مضمونش :
یه روز از فلانی پرسیدم تویی که تو کافه کار خوانندگی میکنی، چرا سعی نمیکنی بهتر اهنگ بخونی و بهتر گیتار بزنی؟ در جوابش گفت چون اینجا تعداد محدودی منو میبینن و اگر توی یه رستوران بزرگ بودم که چندصد نفر منو میدیدن، حتما خودم رو بهبود میدادم.!!!
یاد یه مثل بابابزرگمم افتادم که میگه:
یکی ادعا میکرد که اگر برم یزد میپرم صد گز!
ازش خواستن نمیخواد تا یزد بری همینجا فقط یه گز بپر ببینیم.

شروع زندگی

سهیل رضایی میگفت: خیلی از ماها فکر میکنیم باید برسیم تا بشیم، درصورتی که باید بشیم تا برسیم.

فکر میکنم اینها فریب های ذهنی باشن برای اینکه مسئولیت زندگی رو به درستی به دوش نگیریم و شروع زندگی رو به تاخیر بندازیم.
………………………………………..

مایل استون: در علم کنترل پروژه به کارهایی اطلاق میشه که نه دارای زمان انجام هست و نه منابعی برای انجام اون صرف میکنیم.فقط یک اتفاق هست که باید رخ داده بشه

لینک عکس:

http://www.freepik.com

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *