عواطف اخلاقی و نقش آن در تربیت دینی، درسگفتار آرش نراقی

در این نوشتار درمورد رابطه میان عواطف اخلاقی و نقش آن در تربیت دینی صحبت خواهیم کرد.

بر اساس درسگفتار دکتر آرش نراقی، دانشیار دین و فلسفه، در کالج موراوین (Moravian College) پنسیلوانیای آمریکا.

در تربیت دینی عواطف نقش مهمی را ایفا میکند و ما را در التزام به عقاید مصمم تر میکند. عواطف پشتیبان عقاید و نمود خارجی باورهای ماست.

برای تحکیم عمل و باور دینی دو نوع عواطف مختلف رو معلمان دینی به کار می‌برند:
نوع اول: عواطف اخلاقی مثبت
نوع دوم: عواطف اخلاقی منفی

 

آرش نراقی و عواطف اخلاقی

وقتی صحبت از عواطف اخلاقی مثبت می‌کنیم، منظورمان عواطفی هستند که در انسان تاثیر مثبت گذاشته و احساسی خوش پدید می‌آورند.
اما منظور از عواطف اخلاقی منفی، آن دسته عواطف است که در انسان تاثیر منفی گذاشته و موجب بروز احساسات ناخوشایند می‌شود.
عواطف اخلاقی مثبت مثل عشق و عواطف اخلاقی منفی مثل احساس گناه.
هر دو دسته عاطفه در تربیت دینی به کار گرفته میشوند،به کارگیری عواطف منفی در پاره ای مواقع لازم و در پاره ای مواقع می تواند مفید باشد.

اما در مجموع بنا کردن یک نظام تربیتی براساس عواطف اخلاقی منفی احتمالا باید مورد بررسی بیشتری قرار بگیرد.

و بهتر که بر مبنای عواطف مثبت بنا شده باشد.

این موضوع بسیار گسترده است. بنابراین در ادامه درمورد ۳ عاطفه اخلاقی منفی مهم در  تربیت دینی صحبت خواهیم کرد:
۱. احساس گناه
۲.احساس شرم
۳.احساس اشمئزاز

برای درک تمامی ۳ عاطفه اخلاقی بالا، نوعی خوداگاهی لازم است. یعنی تا به حدی از خودشناسی نرسیده باشیم این عواطف معنی دقیق برای ما ندارند.

آیا به کارگیری این عواطف قابل دفاع است؟
در ادامه به تعریف ۳ احساس می‌پردازیم:

احساس گناه:

هر شخص در زندگی دارای ارزش‌های اخلاقی می‌باشد که برای فرد تعریف مرز میکند که همان تعریف وجدان است.
گناه احساس ماست وقتی از مرزها میگذریم و تکالیف رو انجام ندهیم. در هنگام احساس گناه واکنشی در روح ما ایجاد می‌شود و موجب رنجیدن آن می‌شود.
احساس گناه گرچه نقش مثبت هم دارد، مخاطراتی هم دارد.
مثلا ممکن است روی مرز های غلط ایستادگی کنیم برای اینکه دچار احساس گناه نشویم. درواقع این احساس زمانی ارزش دارد که از مرزهای خود را اگاهانه نقد دائم داشته باشیم.
داشتن احساس گناه موجب ایجاد احساس پشیمانی در افراد می‌شود که خوب است اما نباید در پشیمانی توقف کرد. به عبارتی بعد از احساس گناه و به وجود آمدن احساس پشیمانی، شفقت برخود این است که در پشیمانی متوقف نشویم.
در نگاهی ادبی تر احساس گناه تازیانه ای است که به اسب روح سرکش ما میخورد که به بیراهه رفته است.

احساس شرم:

درواقع احساس شرم در واقع  در رابطه با من و یک من ایده آل به وجود می‌آید.
در هنگام احساس شرم، پاره هایی از من بر من اشکار میشود و متوجه فاصله خود با من ایده‌ال می‌شویم. تصویری از خویشتن داریم که با واقعیت فرق دارد.

من به کمالی که برای خود برگزیدم نرسیدم. درک این موضوع شرم در ما ایجاد می‌کند.
در شرم همیشه نگاه دیگری مفروض آست. یعنی ما خود را از آیینه نگاه دیگران و اجتماع مشاهده می‌کنیم.
یعنی معیارهای اجتماعی ماست که ایده‌ال را شکل می‌دهد.
از نگاهی دیگر در داستان تاریخی و دینی، شرم با عریانی ارتباط دارد. در داستان آدم و حوا شما مشاهده می‌کنید که بعد از شکسته شدن مرز به دلیل انجام گناه، آگاهی از گناه هم زمان می‌شود با عریانی آدم و حوا.
ما در موقع احساس شرم، تسلیم و مقهور چهره عمومی خود می‌شویم.
در ادبیات ما شرم یکی از مهمترین عوامل برای تربیت دینی بوده است.

مطالعات روانشناسی نشان داده احساس گناه بیشتر از احساس شرم، در ایجاد سلوک اخلاقی تاثیرگذار است.

افرادی که احساس عاطفی شرم داشتند به نسبت افرادی که احساس گناه داشتند، تمایل منفی بیشتری در درون خود داشتند .
شرم احیانا احساس خوبی برای تربیت نیست.
شرمسار کردن اعتماد بنفس شخص را پایین می‌آورد.
نکات منفی تجربه شرم در فرد:
۱.موجب پنهان شدن و در خفا رفتن
وقتی مرتکب گناه میشوید وارد تعامل برای جبران میشوید ولی احساس شرم شما را به سمت انکار و پنهان سازی سوق می‌دهد
۲.شرم با احساس همدردی سازگار نیست
شرم داوری است درمورد خود و متوجه و متمرکز خود میشوید که از دیگران غافل میشود
۳.مرتبط با خشم
چون دیگران سرچشمه احساس شرم هستند، ممکن است به آنها  احساس خشم در ما به وجود بیاید
۴. شرم همراه افسردگی
شرم موجب این نگاه در ما می‌شود که برای رسیدن به من ایده‌ال، ناتوان و ضعیف هستیم و این طرز تفکر پیش زمینه افسردگی است.

  ما احساس گناه را اگر هوشمندانه مدیریت کنیم امکان گرفتن خروجی خوب می‌توان داشت ولی در احساس شرم خروجی خوبی شاید نداشته باشیم.

احساس اشمئزاز:
در انسان احساس اشمئزاز و ترس و نفرت گاها تداخل دارند ولی متمایز هستند.
ترس یعنی موضوعی سلامت شما را به خطر میاندازد و این احساسی است مصلحت اندیشانه برای محافظت ما.
نفرت یک عاطفه اخلاقی است.
ترس و نفرت را میشود عاقلانه سنجید و برخورد متناسبی ما موضوع آن داشت.

اشمئزاز اما یک عاطفه زیباشناسانه است و به ظاهر توجه میکند. ترجمان بیرونی این احساس فرار کردن از عامل اشمئزاز است.

امور چندش اور: با حس لامسه و تماس رابطه دارد، اموری هستند نامعقول و از دسترس خارج و مبتنی بر احساس. اموری هستند که از طریق اراده و اگاهی نمی‌توان درمورد آن عاقلانه سنجش داشت وموضوع را حل کرد.
ما انسان‌ها معتقد هستیم که از پیرامون خودمون برتریم، اشمئزاز موجب می‌شود غرور کاذب ما بشکند.
در واقع در احساس اشمئزاز ما واکنش به وجه حیوانی بدن خود داریم و از قدسی بودن فاصله گرفته ایم.
مرگ هم چندش را در ما ایجاد می‌کند.
در قلمرو اخلاق، اشمئزاز با دین هم وارد هست و نجاست درواقع یاداوری اشمئزاز است.
کسی که مسلمان نباشد نجس تلقی میشود.
این امر مهمترین نقصان اخلاقی سیر و سلوک دینی ماست که باید به آن توجه مبذول کرد.

اصول اشمئزاز در مناسبات انسانی خیراخلاقی است.

جمع بندی به این صورت می‌شود که:
احساس گناه می‌تواند کاربرد مثبت داشته باشد، اگر تداوم در بررسی مرزها داشته و در احساس پشیمانی متوقف نشویم.
از ایجاد احساس شرم در افراد پرهیز کنیم.
داشتن و ایجاد احساس اشمئزاز را مخصوصا در مناسبات انسانی مطلقا حدف کنیم.

لینک فایل صوتی و تصویری این درسگفتار:
http://3danet.ir/2PDIn
با تشکر از کانال تلگرامی دکتر نراقی:
https://telegram.me/arash_naraghi

پ ن: بیان موارد فوق صرفا برای دیدن موضوعات طرح شده از نگاهی دیگر است و درستی یا غلطی آن تایید یا رد نمی‌شود.

یک پاسخ به “عواطف اخلاقی و نقش آن در تربیت دینی، درسگفتار آرش نراقی”

  1. خوشنودی گفت:

    بسیار عالی و دقیق
    متشکر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + 1 =